تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
سرویس : تازه های سلامت
خبرنگار :
کدخبر : 21961
تاریخ : سه‌شنبه، 21 مهر 1405 - 20:09
بیماری‌های خودایمنی؛ زنان بیشتر از تشخیص روان‌پزشکی علائم می‌گویند زنان مبتلا به بیماری‌های خودایمنی بیشتر از مردان گزارش کرده‌اند که علائم‌شان پیش از تشخیص بیماری به مشکلات روان‌پزشکی نسبت داده شده است. یک پژوهش بین‌المللی تازه همچنین از تفاوت در تجربه تشخیص این بیماری‌ها میان زنان و مردان خبر می‌دهد.

به گزارش امید بانوان؛ خستگی مداوم، دردهای پراکنده یا اختلال خواب همیشه علت ساده‌ای ندارند. گاهی این علائم از نشانه‌های اولیه بیماری‌هایی هستند که تشخیص آنها به بررسی‌های دقیق و پیگیری در طول زمان نیاز دارد. یک پژوهش بین‌المللی تازه نشان می‌دهد زنان مبتلا به بیماری‌های خودایمنی، بیشتر از مردان گزارش کرده‌اند که علائم‌شان پیش از تشخیص بیماری به مشکلات روان‌پزشکی یا عوامل روان‌تنی نسبت داده شده است.

این مطالعه به سرپرستی پژوهشگران دانشگاه کمبریج و دانشگاه آنگلیای شرقی انجام شده و نتایج آن در مجله علمی eClinicalMedicine منتشر شده است. پژوهشگران تجربه تشخیصی ۶ هزار و ۶۰۷ فرد مبتلا به بیماری‌های خودایمنی را بررسی کردند.

تفاوت قابل توجه در تجربه زنان و مردان

بر اساس نتایج مطالعه، ۴۳ درصد زنان گفته‌اند پیش از تشخیص بیماری خودایمنی، علائم‌شان به علل روان‌پزشکی نسبت داده شده است؛ این رقم در مردان ۳۳ درصد بود.

همچنین ۳۴ درصد زنان گزارش کردند که علائم‌شان روان‌تنی تشخیص داده شده، در حالی که این میزان در مردان ۲۲ درصد بود. اصطلاح روان‌تنی به علائم جسمی‌ اشاره دارد که عوامل روان‌شناختی می‌توانند در ایجاد یا تشدید آنها نقش داشته باشند؛ اما به معنای خیالی بودن درد یا سایر علائم نیست.

پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، گروه بیماری، منطقه جغرافیایی و وضعیت اقتصادی خانوار نیز تفاوت‌هایی میان تجربه زنان و مردان مشاهده کردند. البته گزارش تشخیص اشتباه یک بیماری جسمی دیگر در مردان اندکی بیشتر بود.

چرا تشخیص بیماری‌های خودایمنی دشوار است؟

در بیماری‌های خودایمنی، سیستم ایمنی به اشتباه به بافت‌های خود بدن حمله می‌کند. لوپوس، آرتریت روماتوئید، ام‌اس و برخی بیماری‌های خودایمنی تیروئید از نمونه‌های این گروه هستند.

تشخیص این بیماری‌ها همیشه ساده نیست؛ زیرا علائم اولیه ممکن است شامل خستگی، درد، اختلال خواب یا تغییرات خلقی باشد. این نشانه‌ها در شرایط مختلفی دیده می‌شوند و ممکن است در طول زمان تغییر کنند یا چند بخش از بدن را درگیر سازند.

بر اساس یافته‌های مطالعه، فاصله زمانی میان شروع علائم و دریافت تشخیص نیز در گزارش زنان طولانی‌تر بود. بازه زمانی رایج گزارش‌شده برای تشخیص در مردان کمتر از سه ماه و در زنان یک تا دو سال بود.

آیا این نتایج به معنای نادیده گرفتن علائم زنان است؟

پژوهشگران احتمال می‌دهند سوگیری‌های جنسیتی در روند تشخیص، یکی از عوامل مؤثر بر تفاوت تجربه زنان و مردان باشد. با این حال، مطالعه بر گزارش خود بیماران از مسیر تشخیص‌شان تکیه داشت و نمی‌تواند به‌تنهایی علت همه این تفاوت‌ها را مشخص کند.

همچنین نسبت دادن علائم به عوامل روان‌شناختی همیشه اشتباه نیست. بیماری جسمی و مشکلات روانی می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند و برخی بیماری‌های خودایمنی نیز ممکن است با علائم روان‌شناختی همراه شوند.

پیام اصلی پژوهش این است که وقتی علائم ادامه پیدا می‌کنند، تغییر می‌کنند یا چند بخش از بدن را درگیر می‌سازند، نباید بدون بررسی کافی درباره علت آنها نتیجه‌گیری کرد. پژوهشگران بر ضرورت گوش دادن به تجربه بیماران، توجه به احتمال بیماری زمینه‌ای و بازنگری در ارزیابی‌های قبلی در صورت بروز علائم یا اطلاعات تازه تأکید دارند.

زنان برای پیگیری علائم مداوم چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

اگر علائم جسمی شما ادامه دارد یا علت روشنی برای آن پیدا نشده است، ثبت منظم وضعیت می‌تواند گفت‌وگو با پزشک را دقیق‌تر کند:

• زمان شروع علائم، شدت آنها و تغییراتشان را یادداشت کنید.

• فهرست داروها، آزمایش‌ها و ارزیابی‌های پزشکی قبلی را همراه داشته باشید.

• درباره علائم تازه یا ادامه‌دار و نیاز احتمالی به بررسی بیشتر سؤال کنید.

• اگر توضیح روشنی برای علائم پیدا نشده یا وضعیت تغییر کرده است، درباره ضرورت پیگیری مجدد یا دریافت نظر تخصصی دیگر با پزشک مشورت کنید.

پیام اصلی:

توجه به سلامت روان ضروری است، اما نباید جای بررسی کافی علائم جسمی را بگیرد. تجربه زنان باید جدی گرفته شود و تشخیص پزشکی نیز در صورت نیاز با اطلاعات تازه بازنگری شود.